این روز ها آدم به موارد جالبی بر می خورد. اگر پیش از این در دل عده ای از دانش جویان متفاوت و گاها بر زبانشان حرف هایی از سنخ بی اعتقادی به مبانی نظام و از جمله ولایت می دیدیم این روز ها شبهاتی که بعضی بچه حزب اللهی ها در دل دارند و گاهی می گویند محل تامل است. البته بعضی از این دوستان همان هایی اند که از ولایت فقیه فقط دعای همیشگی را بلد بودند و بجایی کمی مطالعه در این موضوع یاد داشتند سر چهار راه ها گشت بذارند. جالب است حالا همین آدم ها اگر نسبت به "آقا" شبهه و سئوالی نداشته باشند و با مواضع ایشان مخالفتی نداشته باشند( البته صرف مخالفت ضدیت نیست و لی در این شرایط از ایشان انتظار نمی رفت) در بهترین حالت به روایت علی (ع) استناد کرده و می گویند در فتنه نباید سواری داد یا دیگران نباید بدوشنت. جالب که رهبری در دیدار اخیر با خبرگان این استدلال ضعیف را رد کرد و گفت همین سکوت در برابر فتنه سواری دادن به جریان نا حق است....
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 19:56 توسط مرتضی کامل نواب
|
شاید در روزهایی که حوادث و اتفاقات پس از انتخابات در کشور در جریان بود و غبار فتنه مانع رویت حقیقت بود نمی شد براحتی راه را تشخیص داد ولی این روزها با فرو کش شدن غبار غفلت، وقت آن است که به مرور آن چه گذشت بپردازیم و درس های این امتحان را برای خود بازخوانی کنیم. 2. حدود یک ماه تا بازگشایی دانشگاه ها باقی است. باید مطمئن باشیم با شروع سال تحصیلی جدید بدون شک مهمترین مسئله ای که در فضای دانشگاه محل بحث و تبادل نظر خواهد بود موضوع انتخابات گذشته و حوادث پس از آن است
/*]]-->*/
1.پرونده
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با تنفیذ حکم رئیس جمهور منتخب توسط رهبری به
پایان رسید. پرونده ای که از جهات مختلف اهمیت بسیار زیادی دارد. پرونده ای که
برای بخش زیادی از جامعه فقط یک انتخابات نبود. به تعبیری، یکی از آزمون های سخت
در طول سی سال انقلاب بود. آزمونی برای همه، مردم، مسئولان و خواص. آزمونی که شاید
نسل جوان و نوجوان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند تا به حال چنین حوادثی
را ندیده و درک نکرده بودند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:5 توسط مرتضی کامل نواب
|
/*
/*]]>*/
1. اگر دویست سال که چه
عرض کنم حتی صد سال پیش، از "رسانه" و اهمیت آن صحبت می کردیم، برای جمع
زیادی از مردم و شاید حتی نخبگان امر غریبی می نمود. اما در این زمانه که به سر می
بریم کمتر کسی را می شود پیدا کرد که با رسانه ارتباطی نداشته باشد و بخشی از
ساعات شبانه روزش را با رسانه ای (از مکتوب آن گرفته تا تصویری و صوتی و ...) سر
نکند. به عبارت بهتر باید این طور بگویم که اساسا امروزه نمی شود کسی را پیدا کرد
که به نحوی متاثر از رسانه نباشد و این از مختصات زمانه ما است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 12:31 توسط مرتضی کامل نواب
|
در این چند سطر نکات مختصری در باب انتخابات به نظر می رسد که مرور آن خالی از لطف نیست.
1. اولین نکته مهم و قابل تامل اینکه در جمهوری اسلامی، هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود و مردم با سلیقه های مختلف پای صندوق رای رفته و به کسی که فکر می کنند بهتر می تواند مسیر این انقلاب و مسیر رشد و شکوفایی کشور را طی کند رای می دهند. در این مرحله، نفس حضور حد اکثری مردم بسیار با اهمیت است. انتخابات بیست و دوم خرداد از این جهت و با حضور هشتاد و پنج درصد از واجدین شرایط، با توجه به گذشت سی سال از انقلاب اسلامی و با در نظر گرفتن فشار های سیاسی خارجی، مبنی بر ترغیب مردم به عدم شرکت در انتخابات و همین طور مشکلاتی که کم و بیش در کشور وجود دارد، یک "نه" بزرگ به راه حل های غیر از جمهوری اسلامی بود.
از خودم می پرسم چرا این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رود و دارم از قلم دوری میکنم. نه تنها مطالب دلخواه که حتی سفارشاتی که به دیگران قول دادم را دارم می پیچانم. شاید بخاطر قبض و بسط سیاسی ایجاد شده در این مدت است که از قلم افتادم و نای نوشتن ندارم. شاید هم این آخرین کتابی که خواندم آچمزم(شما فرض کن اصطلاحی من در آوردی) کرده و عقل از سرم پرانده. به هر حال با قعطیت احساس می کنم که نباید در این وضعیت بمانم و شاید این چند سطر تلاش مذبوحانه برای خروج از این احوالات باشد.
1.با کمی دقت در ادبیات و گفتمان مطرح شده توسطنامزدهای دوره ی دهم انتخابات ریاست جمهوریبراحتی می توان نوعی بازگشت دید. بازگشتی به اصول و آرمان های اتقلاب و امام. این روزها شعار ها و گزاره های موجود در کلام نامزد های ریاست جمهوری در چهار چوب اصلی گفتمان انقلاب سیر می کند. از استکبار ستیزی گرفته تا عزت ملی و ولایت پذیری و ... .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:24 توسط مرتضی کامل نواب
|
۱- از میان قالب های مختلف روایت داستانی آنچه کمتر به چشم می خورد گزارش نویسی است شاید علت آن سختی این گونه ادبی و یا استقبال کم از طرف مخاطب و یال دلایل دیگری باشد. به همین جهت است که در میان کتابهایی که خوانده ایم کمتر به یاد داریم گزارش خوانده باشیم. مگر کارهای بزرگی مثل گزارش های جلال آل احمد. اما آنچه سبب می شود معرفی کتاب این شماره را با یک گزارش نامه نویسی داشته باشیم فقط تغییر ذائقه و آشنایی زدایی از سلیقه ادبی مخاطب نیست بلکه دلایلی چون شیوایی و رسایی لحن روایت، کشش و جذابیت داستان و از همه مهمتر محتوی ارائه شده در کتاب همگی ما را بر آن داشت تا جشن حنا بندان را معرفی کنیم
شاید حکمت جمع بودن این ضمیر و اینکه در لحظه ی تحویل سال تغییر حال به بهترین احوال را نه فقط برای خود که برای همه آرزو می کنیم، با کمی تامل در عنوان سال جدید برایمان معلوم شود.به گفته ی رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی شان "عرصه ی گسترده ی عظیمی از معنویات و... تا حقایق خارجی و آنچه که مورد ابتلا در زندگی روزمره ما و زندگی شخصی ما و زندگی اجتماعی ماست، زیر این دستور الهی(دعای تحویل سال) قرار گرفته"....
این فصل در حکم مقدمه ی رمان محسوب می شود و مقدمه ای که به طور مختصر در صفحات کمی از کتاب مخاطب را با خود همراه می کند و ذهن او را درگیر قصه داستان می کند. اگر برای کی مقدمه رسالتی چون فضا سازی برای داستان ، آشنایی با شخصیت های آن و ایجاد انگیزه ای برای مطالعه ی رمان قایل باشیم این ها همه مواردی است که در فصل اول رمان طوفان دیگری در راه است دیده می شود.
۱) پدیده مد امروزه فراتر ار فرهنگ مصرف گرایان که به عنوان اپیدمی رایج در شئون مختلف زندگی ما ساری و جاری است.
تا جایی که رد پای آن را در نوع و سبک محصولات فرهنگی و ارزشی هم می توان مشاهده کرد. راحت تر بگویم برای مثال امروزه در حوزه محصولات مکتوب مربوط به انقلاب و دفاع مقدس اختیار مخاطب جوان (نسل سوم و چهارمی که نه در جریان انقلاب بودند و نه در جنگ حضور داشتند) قرار می گیرند و عموما شامل مباحثی احساسی و رمانتیک با هدف جذب مخاطب است. و این یعنی رواج پدیده مد در حوزه تولید محصولات فرهنگی.
نقض این موضوع (مد گرایی در تولیدات فرهنگی) اولین وجه امتیاز کتاب پیش روی ما برای معرفی است.
"دا" کتابی است ...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 13:35 توسط مرتضی کامل نواب
|