1.با همه ی احترامی که برای مهندس میر حین موسوی قائلم به دکتر احمدی نژاد رای می دهم. البته برای این کار هم دلایل کافی دارم و هم بهانه های لازم. به دکتر رای می دهم چون برای کشور احساس وظیفه کرد و با همه ی نا همواری ها پای کار آمد و ایستاد. به او رای می دهم چون از سنگینی و فشار کار و طعن دیگران کم تحمل نشد و استعفا نداد. چون مسئولیت را رها و به نقطه ی نامعلومی پناه نبرد تا او را صدا بزنند. چون انجام نشدن کار را به بسته بودن دست رییس جمهور و غیره حواله نکرد. چون ذره ای از آرمان هایی که گفت و مردم شنیدند و رای دادند کوتاه نیامد. چون کارهای بزرگی را که دیگران جرات نداشتند با جسارت کافی انجام داد. چون کارش را فهمید و برای مدیریت کشور به مترجم نیاز پیدا نکرد. چون حوادثی مثل هجده تیر و مشاوری مثل ابطحی و وزیری مثل حاجی نداشت و دلایل دیگری که بماند....
2.بعضی ها می گویند الان وقت شکایت نیست ولی این طور فکر نمی کنم. هین جا به خودم حق می دهم به عنوان کسی که چهار سال پیش به او رای داد و در این مدت هم مثل دیگران کم و بیش شاهد عملکرد دولتش بوده به او نقد های جدی داشته باشم و شاید گله. گله از جمع کردن اطرافیانی مثل جوانفکر و کردان و مشایی و فرشیدی و صفار. گله از اصرار و لجاجت های گاها بی جا در برابر مجلس و دلسوزان کشور مثل دکتر حداد عادل. گله از نا دیده گرفتن عملکرد و رفتار برخی از اعضای کابینه. وگله های دیگری که بماند....
3. اگر احمدی نژاد رای بیاورد و مردم برای یک دوره ی دیگر امکان خدمت را به او بدهند این بار نباید کوتاه آمد و مثل چهار سال پیش با او تعامل کرد. اگر چهار سال پیش بعد از پیروزی دکتر صورت مسئله را پاک نمی کردیم و با دلی خوش کار دولت را تمام شده فرض نمی کردیم شاید امروز وضع دیگری داشتیم. برای مثال بچه های مذهبی و انقلابی ما در این مدت حتی در حوزه ی فرهنگ که همه در آن مدعی اند ورود جدی نداشتند. ما با این تصور که دولت به اهلش سپرده شد ،که شد خودمان را کنار کشیدیم در حالی که نیاز دکتر به نقد ها و مشورت این جماعت بیش از گذشته بود. در فضای پیش رو اگر پیروز این انتخابات دکتر باشد دیگر نباید این اشتباه را تکرار کرد و باید در کمال دلسوزی دولت و ارکان آن را زیر ذره بین قرار داد. اگر نقد ها و در بعضی موارد فریاد های ما بلند می شد و بگوش احمدی نژاد می رسید شاید نیازی به ورود رهبری در آن موارد پیدا نمی شد (موارد مختلف این رفتار را می توانید بیاد بیاورید). فکر میکنم درباره آن دسته از جوانان مذهبی که بر خلاف دور قبل در این دوره به دکتر رای نمی دهند از همین جهت که گفتم خودمان و خودشان مقصریم. ما دولت را نقد نکردیم و گاهی بی جا دفاع کردیم تا جایی که خودمان هم دچار تناقض شدیم و عده ای برگشتند. القصه رسالت اصلی را نقد منصفانه و مشفقانه میدانم نه سهم خواهی یا سکوت.
4. و اگر مهندس میر حسین موسوی رای آورد اینجا هم وظیفه ما به عنوان جماعت مذهبی و حزب اللهی سنگین است. در درجه اول باید حواسمان باشم که نباید او را خاتمی، هاشمی و دیگران دانست او میر حسین است با همه ی قوت و ضعف هایش. درست است که من و دیگرانی مثل من به او رای ندادند ولی اگر او پیروز این رقابت شود دیگر مسئله چیز دیگری است . چیزی که شاید در ذهن بعضی بچه مذهبی ها باشد اینست که بلافاصله در صورت پیروزی او باید خودمان را برای دورانی مثل دوم خرداد آماده کنیم. در حقیقت با این رفتار و اندیشه ما خودمان داریم زمینه های این اتفاق را فراهم میکنیم نه میر حسین. باید حواسمان باشد که مبادا او را خارج از گفتمان امام و رهبری و انقلاب اسلامی تعریف کنیم در غیر این صورت است که بعید نیست اطرافیان و هواداران او در برابر ما گارد گرفته و کم کم فضا را دو قطبی کنیم. اتفاقا معتقدم بچه های ارزشی که در حال حاضر برای میر حسین کار می کنند بلا فاصله بعد از انتخابات هم باید اطراف او را گرفته و پر کنند تا نوبت به دگر اندیشان و مخالفان نرسد. ما نباید دوم خرداد دیگری را با دست خودمان ایجاد کنیم.
فردا با این امید که آینده ی کشور را برای چهار سال تعیین کنیم با نام خدا و توکل بر او رای می دهیم و بقیه امور را به او میسپاریم.